بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

193

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

اسفهسلّار ( سيف الدين را « 1 » ) - كه ترب دولت و رضيع نعمت ما باشد و حال قربت و اختصاص و مكانت و متانت « 2 » او درين حضرت ( جهانيان دانسته‌اند « 3 » ) و لطف راى كه از جمله بندگان دولت ما را با او « 4 » بتخصيص باشد همگنان شناخته‌اند - در صحبت جانب عزيز صدرى روان كرديم ، تا مهمات كلى آن جانب كه متضمن مصالح اصلى خواهد بود تمام كند « 5 » ، و آنچه غير « 6 » محرم آن نتواند بود از دقايق اسرار تقرير دهند ، و حجاب مباينت به كلى از ميان برگيرند ، و چون مشير سفير بود دبير را ( زيادت تحرير توفير باشد « 7 » ) ، جمله مصالح باز خواهند گفت ، بايد كه جليل و دقيق ( اين معانى « 8 » ) بسمع تحقيق اصغا افتد « 9 » ، و كليات و جزويّات گفتار و كردار ايشان بحسن ارعا « 10 » و صدق ارتضا مخصوص گردد ، و چون وقت تنك است و سال بيگاه و مصالح نازك و تاخير نامحمود و امتداد مدّت غيبت ايشان متعذّر منتظر چنانست كه باز رسيدن ايشان به خدمت سخت زود باشد ، و جانب شريف ملكى كبيرى زاده الله شرفا در روان كردن ايشان تعجيل نمايد ، و حصول جمله مقاصد با وصول ايشان مقارن شناسد ، و سفارت ايشان را سبب اسفار صبح نجح اغراض داند ، و پيوسته نويسد و مهمات عرضه دهد و اخبار انها كند و مرادات خواهد ، و ببذل اجابت وثوق افزايد ، ( انشاء الله تعالى وحده العزيز « 11 » ) . « 12 » اين مثال بيكى از اطراف نبشته مىآيد و وعد و وعيد با هم آميخته امير سپهسلار « 13 » اجل كبير « 14 » فلان ادام الله تأييده و حرس تسديده

--> ( 1 ) فلان را . ( 2 ) و مثابت . ( 3 ) جهان كه دانسته آيد . ( 4 ) باوى . ( 5 ) كنند . ( 6 ) غيرى . ( 7 ) بر زيادت تحرير حاجت نبود . ( 8 ) آن . ( 9 ) فرمايد . ( 10 ) ارغا . ( 11 ) سا . ( 12 ) عنوان مثال در نسخهء پاريس چنين است : اين مثال بيكى ديگرى هم از اصحاب اطرافى نوشته مىآيد و وعد و وعيد بهم . ( 13 ) اسفهسلار . ( 14 ) سا .